قضیه جمعه رو تعریف نکردی شاید روت نشد اما من می گم:
الان دو ماهی می شد که من یه مزاحم تلفنی از کرج داشتم که دخترم بود دختر برای دختر
چند بار بهت گفتم این دختره می زنگه به روت نیاوردی فقط گفتی جواب نده تا صبح جمعه پا شده بودم که یه کم درس بخونم آخه امتحانات نزدیکه که همون دختره بازم زنگم زد این بار سلام کرد و حرف زد گفت شما آقای فلانی رو می شناسید گفتم آره (منظورم همین پسره آشقال که اسمش مجنون هست) گفت این آقا هردومونو به بازی گرفته گفته ما ۳ ماه پیش با هم اشنا شدیم به من گفت شما چند وقته با همید منم که رو نشد بگه ۸ ماه جواب ندادم گفت این با من دوسته با شما هم دوسته گفتم دوستیتون در چه حد بوده گفت در حد خونه ی هم رفتن و دیداره این جوری همون روز به اقاهه گفتم فقط گفت دروغ می گه
تا دوباره خود دختره شنبه زنگ زد این بار با گریه و زاری و قسم که فقط به این آقا نگو من برات زنگ زدم گفتم باشه گفتم تعریف کن با گریه گفت من با این آقا یه خراب کاری هایی داریم گفت این آقا ابرومو ریخته گفت این آقا با من بازی کرده گفت این اقا کاری کرده که من دیگه دختر نباشم با التماس که من فقط می خوام اسمش بیاد تو شناسنامم تا بعدش طلاق بگیرم گفت دیروز که بهتون قضیه دوستی رو گفتم تهدیدم کرد اگه با تو حرف بزنم منو ولم می کنه گفت اون اقاهه الان با من خوبه چون می ترسه بیام به تو بگم گفت بهم گفته بزار این دختره بر گرده من باهات ازدواج می کنم
به این آقا گفتم گفت دروغه گفتم ثابت کن فقط اراجیف تحویلم داد و اثبات نکرد
اما جرمش برای من ثابت شدس تا وقتی بی گناهیش بهم ثابت نشده چون من از رابطه ی این دو تا خبر دارم بهم گفته رابطه داشتیم فقط در حد دوستی حالا چقدش و نگفته خدا می دونه که ایا پرده ای پاره شده یا نه؟؟؟؟؟........
در ضمن یه روز که صبح براش زنگ زده بودم با گوشیه این دختره
بهم اس ام اس داده بود که
تو جلسه ی کاریه مهمی هست و
کارش تا ظهر طول می کشه
(آقا در عشق و حال بودن)
در ضمن این دختر نمی تونسته شماره ی
منو از هیچ جا جز گوشیه موبایل این آقا دیده باشه
می گی این طور نیست بهم
ثابت کن یه جوری که
نمی دونم: از آزمایشگاه
دادگاه هر جایییی
تا فردا ظهر
وقت داری عکس
این حرفا رو ثابت
کنی وگرنه لازم
نیست زحمت
بکشی همه چیز
و تموم می کنی
و از زندگیم گم
می شی یا جون
مادرم خودم میام
می کشمت






















.jpg)





